خرید بک لینک
کارلوس و لین ، بی غل و غش ،بی کینه ،صاف و ساده و بسیار علاقه مند به کشورشان بودند. رعایت حقوق انسانی و شهروندی سرلوحه ی کارشان بود.می گفتند در زندگی هیچ کس کنجکاوی نمی کنند.دقیقا مثل ما دوازده ساعت کار می کردند.متخصص امور زیربنایی سایت انرژی بر و کارخانه آلومنیوم بودند.از دانشگاهشان گفتند در شانگهای و از دوری زن و فرزندشان که باید تا هشت ماه تحمل کنند. از اینکه ما ایرانی ها بسیار شبیه هم هستیم ،تعجب کرده بودند.غذاهای ایرانی را دوست داشتند.مخصوصا ته دیگ و سیب زمینی.از پرخوری ما ایرانی ها می گفتند.

روزی که دکتر ترکان و دکتر کرباسیان معاونین محترم ریاست جمهور برای بازدید به منطقه انرژی بر لامرد آمدند ،برایشان یک روز تاریخی و به یادماندنی بود.چرا که اعتقاد داشتند طبق قرداد و پیمانشان هیچگومه تاخیری در روند پروژه ی آنها نبود.در کل قانونمند بزرگ شده بودند.قبل از آمدنشان به ایران سه ماه دوره ی فرهنگ و آداب ایرانی و نوع برخورد با ماها را آموزش دیده بودند.زبان انگلیسی صحبت می کردند.در لابلای تصاویر زیبای چین ،عکس های خانوادگی خود را به ما نشان دادند. از ما خواستند برای دیدن آنها به چین برویم.کارلوس می گفت فاصله ی منزل خودش تا منرل پدرزنش هفت ساعت با پرواز است.کارلوس علاقه مند و آشنا به ورزش ووشو بود.او با پایان یافتن ماموریت خود در پروژه ، ساعاتی قبل با یک تماس کشور را به مقصد پکن ترک کرد.

برچسب: نویسنده: رها نصیری تاريخ: چهارشنبه 11 مرداد 1396 ساعت: 15:04

صفحه بندی